تبليغاتX
درياي مهر - چيزي شبيه به بهشت


درياي مهر

تنها مكاني براي رسيدن به آرامش و انتشار قانون مهرورزي

 بعضي ها بهشت هايي پنهان دارند مكان هايي كه به  آنها انرژي تازه مي بخشد هر كسي اينقدر خوش شانس نيست كه چنين جاهايي را داشته باشد 

  اما بهشت زيباي من

من بهشت زيبائي دارم به معناي واقعي و جغرافيائي و تصوير زير اگر چه نقاشي است نمادي از شبهاي پرستاره اي است كه هر شب من مهمان آنها بودم چه زمستانهاي سرد چه تابستانها ي گرم

حرفهايي كه در دلم بود و اين ستاره ها مي شنيدند شايد به نظر كودكانه يا تخيلي بيايد اما نور ستاره ها و ماه بسيار روي مغز  اثر مي گذارد اين نور آبي ملايم هميشه مرا ارامش مي بخشد

انقدر ستاره ها را نگاه كردم كه توانستم اشكال متفاوتي كه در اسمان دارند را پيدا كنم  و من جائي بين ستاره ها دارم اگر چه زمين عزيز و مردم مهربانش ادم را از هرچه خوبي و  انسانيت فراري ميدهد ولي ستاره ها دنيائي ديگرند وسيع و نامحدود بي انتها و تعريف نشده و بي مرز سخاوت مند و بخشنده هر چه بين انها باشي جاي كسي را تنگ نخواهي كرد و دنيايي نامحدود براي اكتشاف دارند

 

تنها بخشي از بهشت زيباي من ستاره و ماه هستند بخش ديگر كه بسيار دل انگيز و شاعرانه است

باغ بزرگ و قديمي كه روبروي خانه ماست هر بهار از ۲۰ فروردين تا اواخر ارديبشهت بلبل ها قناري ها با طلوع ماه شروع به خواندن ميكنند وتا دم سحر اين نغمه هاي سحر انگيز فضاي باغ را پر ميكند

هر سال بهار اين قناري ها و بلبل ها به اين باغ مي ايند و در اخر ارديبهشت مي روند

نغمه زيبائي در سكوت باغ مي پيچد هميشه احساس ميكنم حافظ در آن باغ است و دارد غزلهاي زيبايش را مي نويسد هميشه تا دم سحر بيدار مي ماندم تا اين شكوه و زيبائي را تمام  و كمال در وجودم ذخيره كنم

بخشي ديگر از اين بهشت زيباي من شكوفه ها و گلهاي زر و گنجشگ ها و پرندگان هستند

هر شب وقتی ماه در اسمان می درخشید عطر گل شب بو عطر بوته های گل رز حیاط خانه ما را پر می کرد و من همیشه فکر میکردم برای زیبائی چهره بهترین ابزار عطر گلها نور مهتاب و ستاره ها هستند

اما امسال با اين بهشت زيبا خداحافظي كردم انقدر اين بهشت را دوست دارم كه دل كندن از ان براي من بشدت سخت است ولي چاره اي نيست

من تصميم گرفتم دنبال اروزها و اهدافم بروم و براي همين چنين بهشت زيبائي را براي هميشه ترك كردم

چقدر زنده خواهيم ماند؟ انچه در فكرم هست بايد اجرا شود به قيمت از دست رفتن اين بهشت زيبا و خیلی چیزهای دیگر

دارم فكر ميكنم بعد از من باز هم ستاره ها مي درخشند و ماه نور بر زمين مي ريزد بلبل ها و قناريها باز ميخوانند حتما نبود من را احساس ميكنند

باز هم حافظ وارد باغ مي شود و غزلهاي زيبايش را مي نويسد

اي كاش مي شد از اين بهشت سحرانگيز شما هم سود مي برديد حتي براي يك شب لذت چنين بهشت زيبا و بكري را با تمام وجود احساس مي كرديد

هر جاي دنيا كه بروم هم ستاره ها هستند هم ماه هم گلها و پرندگان اما

اما دنيائي كه سالهاي در اين اينجا با من بود صفائي ديگر داشت هوائي مطبوع و خنك بهشتي زيبا و بي نظير اما بايد رفت

چقدر دنبال ارزوها و اهدافتان رفتيد ؟ چقدر قادر به  ريسك كردن هستيد ؟

چه مدت در حقیقت درست زندگی بودید و چه اندازه دچار روزمرگی شده اید ؟ 

 

                                 " تصور کن هيچ بهشتی در کار نيست
                                        آسان است اگر تلاش کنی
                                  و هيچ جهنمی در زير پايمان نيست
                                  بر بالای سرمان تنها آسمان است
                                        تصور کن همه انسان‌ها
                                    برای امروز زندگی می‌کنند …

                                        تصورش سخت نيست
                        هيچ بهانه‌ای برای کشتن يا مردن در راهش نيست
                        تصور کن همه انسان‌ها در صلح زندگی می‌کنند

                                شايد بگويی من یک رویا پرداز هستم
                                            اما من تنها نيستم
                           من اميددار روزی هستم که تو به ما بپيوندی
                                              و جهان يکی شود

                                                    (( تصور کن - جان لنون ))

و آیا تو به من می پیوندی ؟

پاينده باد سرزمين آريائي من ايران

نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط دريا| |


Design By : Night Skin